+ پادگان 05 کرمان

سال نو مبارک

1393

سلام وبلاک 05 کرمان سه ساله شد

این وبلاگ پاسخگوی دوستان عزیزم هست

 

نویسنده : مدیر ; ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۳ فروردین ،۱۳٩۳
comment نظرات () لینک


+ پادگان صفر پنج کرمان پادگان 05 کرمان

اطلاعیه

سربازان گرامی توجه کنند سعی کننداز  مریضی هایی مثل سرما خوردگی  

جلو گیری کنند. لباس گرم حتما بردارید .قرص هایی مثل :استامنوفین.کپسول های چرک

خشک کن.قرص های جوشان دوبسته.شربت های سرماخوردگی. چون هوای کرمان

تشنجی  در اواخر برج 12 و1 خیلی سرما خوردند و راهی بهداری پادگان شدند .

آمپول دگزا متازون هم دوبسته بگیرید(واسه حساسیت) هست از داروخانه ها تهیه نمایید.

 

خاطره :من برج 1سرما خوردم به شدت داشتم از شدت لرزش می مردم.

بعد از آن باید تو سرمایه رژه می رفتم به فرمانده گفتم اگه 3 ماهم اضافه بزنی من قرار

نیست امروز رژه برم  فرمانده لبخندی زد وگفت درکت می کنم برو بنشین تا بری بهداری 

مثل جهت رفتم بهداری دگزامتازون زدم اونم دوتا ودوتا بسته کپسول چرک خشک کن(4تا

کپسول همونجا همزمان انداختم بالا) از شدت سرما خوردگی از دنیا سیر شده بودم

بعداز یه ساعت رفتم پیش فرمانده گفتم جناب آقای مروج حالا بگو تا فردا رژه برو میرم 

اونم خنده کرد وگفت حالا برات پست شبانه مینویسم گفتم بنویس که هلاک پست دادن

شبم اونم نوشت (چون پست شبانه با بچه ها دور هم حلقه می زدیم وبه گپ

می پرداختیم چه حالی میده اون موقع همشهری هم داشته باشی)

نتیجه سعی کنید سرما نخورید...............

نویسنده : مدیر ; ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٤ اسفند ،۱۳٩٢
comment نظرات () لینک


+ پادگان05 کرمان

امروز 1اسفند نودو دو می باشد ...

برو بچه هایی که امروز رفتند به پادگان 05 کرمان خدا قوت می گم...

 

موفق وموئد باشید...

نویسنده : مدیر ; ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱ اسفند ،۱۳٩٢
comment نظرات () لینک


+ پادگان 05 کرمان

شناسنامه پادگان 05 کرمان

 

نام:05

نام خانوادگی:کرمان

نام پدر:ارتش

لقب :هتل 05

همسایه:یزد- سیستان

آدرس:کره زمین قاره آسیا کشور ایران استان کرمان منطقه سر آسیاب

نویسنده : مدیر ; ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢۱ بهمن ،۱۳٩٢
comment نظرات () لینک


+ خاطره پست در پادگان 05 کرمان

آری امروز صبح شهر ما برف امد مدارس تعطیل بود ما معلم ها هم از خدا مون بود.

اومد پای اینترنت نشستم یه خاطره از پادگان 05 کرمان بنویسم

جا تون خالی یه شب داشتیم تو پادگان 05 کرمان تو اون شب خشک زمستانی پست میدادیم(چقدر سرد بود ) ولی با بچه گپ صحبت بودیم سرما حا لیمون نمی شد

ساعت 2شب بود با بچه ها تصمیم گرفتیم دژبان درب خروجی  رو اذیت کنیم 

رفتیم پشت ساختمون ویه سنگ بزرگ زدیم تو درب فلزی آقا دژبان رو بگو از ترس اومده بود بیرون ماخنده مون گرفته بود فهمید وای با اون خواب آلودگیش دنبال ما کرد وای وای چی حالی میداد دور تا دور پادگان دنبال ما بود  صبح روز بعدش رفتیم ازش معذرت خواهی کردیم اونم یه خنده ای کرد و بعد ما رو به شوخی زد ////چی میشد اون روزها برگرده

تاریخ نوشتن این خا طره:17 بهمن 1392  

نویسنده : مدیر ; ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٧ بهمن ،۱۳٩٢
comment نظرات () لینک


+ خاطرات مرکز آموزش 05 کرمان

آری:

من این وبلاگ رو برای رفاه حال دوستانی که میفتند 05 گذاشتم

بله روز آخر بود

شب ساعت 8 شب بچه ها از خوشحالی چیکار هایی نمی کرند 

یکی خوانندگی می کرد

یکی می رقصید

یکی فقط خنده میکرد

بچه ها بعضی هاشون لباساشون رو در آورده بودند 

یه دفعه سرگرد محمدی آمد خیلی آدم خوبی بود

همه بچه ها رفتند زیر پتو هاشون 

سرگرد اومد داخل گفت :روز آخر ه حق دارید پس بزن اون دست قشنگه رو

همه از زیر پتو ها درآمدند ودوباره شروع کردند به خوشحالی

(من محمد مهدی تیموری-اعزامی: یزد -لیسانس مکانیک- بودم فرمانده :جناب مروج )

 

برو خدمت حاله پسر .....

باور کنید زود میگذره ودوباره می خواهید برگردید به اون دوران

بهترین دوران زندگی ام خدمتم بودم

چون مردونگی رو اونجا آموختم

الان که اینو مینویسم دوسال از خدمتم گذشته 

ومشغول کار هستم وتازه متاهل شدم

واززندگی ام راضی هستم

موفق وموئد باشید...

نویسنده : مدیر ; ساعت ٦:٤٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱ آبان ،۱۳٩٢
comment نظرات () لینک


+ پادگان 05 کرمان

سلام:


 

بچه ها سوالاتون رو تو قسمت نظرات بگذارید با جان ودل جواب می دهم

 

 

 

 

 

نویسنده : مدیر ; ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢ آبان ،۱۳٩۱
comment نظرات () لینک