+ خاطره پست در پادگان 05 کرمان

آری امروز صبح شهر ما برف امد مدارس تعطیل بود ما معلم ها هم از خدا مون بود.

اومد پای اینترنت نشستم یه خاطره از پادگان 05 کرمان بنویسم

جا تون خالی یه شب داشتیم تو پادگان 05 کرمان تو اون شب خشک زمستانی پست میدادیم(چقدر سرد بود ) ولی با بچه گپ صحبت بودیم سرما حا لیمون نمی شد

ساعت 2شب بود با بچه ها تصمیم گرفتیم دژبان درب خروجی  رو اذیت کنیم 

رفتیم پشت ساختمون ویه سنگ بزرگ زدیم تو درب فلزی آقا دژبان رو بگو از ترس اومده بود بیرون ماخنده مون گرفته بود فهمید وای با اون خواب آلودگیش دنبال ما کرد وای وای چی حالی میداد دور تا دور پادگان دنبال ما بود  صبح روز بعدش رفتیم ازش معذرت خواهی کردیم اونم یه خنده ای کرد و بعد ما رو به شوخی زد ////چی میشد اون روزها برگرده

تاریخ نوشتن این خا طره:17 بهمن 1392  

نویسنده : مدیر ; ساعت ۱٠:۳۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٧ بهمن ،۱۳٩٢
comment نظرات () لینک